wait لطفا صبر کنید
28 خرداد 1398 - 14 شوال 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلياسلاید منتخب
0/0 (0)
0 / 
366
1395/04/17

شوال المکرم

بسمه تعالی

روز اول:

1- عید فطر مسلمین
در سال دوم هجرى یک یا دو روز به عید مانده پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) دستور داد مسلمانان فطره خود را خارج کنند زیرا در این سال زکات فطره واجب شد و روز فطر براى اقامه نماز عید به صحرا رفتند و در این سال نماز فطر مشروع گردید و این اوّلین نماز فطر و اوّلین زکات فطره بود در اسلام به عمل آمد (کامل ج 2) و پیامبر بعنوان اسلحه عصائى در نماز بدست گرفته بود که سر آن نیزه آهنى داشت.
2- رد آفتاب بر حضرت امیر المؤمنین على بن ابیطالب (علیه السلام)
3- غزوه قَرقَرة الکُدْر
(با هر دو قاف مفتوح و ضم کاف و سکون دال ) نام آبى است از بنى سلیم در سه منزلى مدینه ، رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) شنید که جماعتى از بنى سلیم و بنى غطفان در سال دوم هجرت در قرقره الکدُر جمع شده که شبیخون زنند. حضرت پرچم اسلام را به حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام(داد و با دویست نفر از اصحاب دو روزه به آنجا تشریف برد. وقتى رسید که آن جماعت رفته بودند. حضرت (علیه السلام( مراجعت فرمود. بعضى این غزوه را در سال سوم هجرت نوشته اند.
4- خروج امام رضا (علیه السلام) به نماز عید سال 201 قمرى
نزدیک عید مأمون از حضرت رضا (علیه السلام) تقاضا کرد که جهت نماز عید به مصلّا تشریف ببرند. حضرت قبول نفرمود. مأمون بسیار اصرار و تاکید کرد. حضرت (علیه السلام)  در آخر فرمودند اگر معذور ندارى به نحو نماز جدّم رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) و على (علیه السلام) به نماز خواهم رفت. مأمون عرض کرد به هر نحو مى‌خواهید تشریف ببرید. مردم و دربانان و لشکریان را امر کرد صبح عید بر در خانه حضرت حاضر شوند. چون آفتاب طلوع کرد حضرت غسل نمود و لباس پوشید و عمامه بر سر پیچید. یک طرف آن به سینه و طرف دیگر را مابین کتفین انداخت. پا برهنه و جامه بالا زده تا نصف ساق چند قدم برداشت. نظر به آسمان کرد و تکبیر فرمود. همه با آن حضرت تکبیر گفتند. امرا و لشکریان امام (علیه السلام) را با آن هیئت دیدند از مرکبها پائین آمدند و کفشها بیرون کردند چنان حضرت تکبیر گفت که مردم نیز گفتند گویا آسمان و زمین و دیوارها با حضرت تکبیر مى‌گفتند صداى ناله و فریاد از مردم برخاست. خبر به مأمون رسید. فضل بن سهل گفت اگر حضرت رضا با این وضع به مصلّا رود همه شیفته او خواهند ش.د مأمون خدمت حضرت (علیه السلام) کسى را فرستاد که ما شما را به زحمت انداختیم برگردید. آن کس که هر سال نماز عید مى‌خواند او بخواند. حضرت (علیه السلام) کفش خود را طلبید و پوشید مراجعت فرمود.

روز سوم:

جعفر بن محمد بن هارون ملقب به متوکل روز سوم یا چهارم شوال سال 247 قمرى کشته شد.

روز چهارم:

در سال هشتم قمرى جنگ حُنین به نوشته ناسخ اتفاق افتاد ولى شیخ بهائى ره در روز پنجم نوشته است.
بعد از فتح مکه اکثر قبائل عرب مسلمان و مطیع به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) شدند لکن قبیله هوازن و ثقیف که مردى دلاور بودند تمرّد کردند و با هم پیمان بستند با پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جنگ کنند. مالک بن عوف رئیس هوازن بود. بعد از کمک طلبیدن بالاخره سى هزار مرد جمع نموده و در صحراى وسیعى بین مکه و طائف که وادى حنین نام دارد جاى گرفتند. از آن طرف رسول اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) دوازده هزار لشکر فراهم آورد و کوچ کردند تا به حنین نزدیک شدند. نخست خالد بن ولید با جماعتى که داراى سلاح نبودند خواستند عبور کنند تا به حنین برسند .از لشکریان هوازن که در راه کمین کرده بودند حمله نمودند ایشان گریختند و از دنبال آنها مشرکینى که تازه مسلمان شده بودند فرار کردند.
پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) فرمود کجا فرار مى کنید ولى همه رفتند جز ده نفر، پیغمبر با اصحاب اندک حمله کردند. على (علیه السلام) بسیار از شجاعان را دو نیم کرد و علم را سرنگون و علمدار دشمن را کشت چنانکه مشرکین پا به فرار گذاشتند. عباس اصحاب را ندا کرد. مسلمانان رجوع کرده و از عقب کفار تاختند. حضرت پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مشتى به خاک بر آنها پراکند و فرمود شاهتِ الوجوه ، در این جنگ از مسلمانان چهار نفر کشته شدند و جنگ به نفع مسلمین خاتمه یافت .

روز پنجم:

1- احضار آصف بن برخیا وزیر سلیمان تخت بلقیس را
2- خروج حضرت على (علیه السلام) به جنگ صفین (36 ق)
3- ورود جناب مسلم بن عقیل به کوفه (60 ق)
مسلم بن عقیل، نماینده و پسر عموى امام حسین (علیه السلام) به منظور دعوت از مردم کوفه و آگاهى از میزان وفادارى آنان به امام، وارد این شهر شد. مردم کوفه، قبلا با ارسال نامه هاى فراوان، خواستار عزیمت امام به این شهر و رهبرى آنان براى مبارزه با حکومت ستمکار اموى شده بودند. در بدو ورود مسلم به کوفه، وى نامه ى امام را که حاکى از دعوت مردم کوفه به قیام بود، براى آنان قرائت کرد و در اندک زمانى، حدود 18 هزار نفر با وى بیعت کردند. پس از آن، مسلم، بیعت گسترده‌ى اهالى کوفه را به اطلاع امام رساند. اما اندکى بعد، مردم کوفه تحت تأثیر تبلیغات و تهدید و تطمیع ابن زیاد، حاکم جدید کوفه، بیعت خود را با امام حسین (علیه السلام) نادیده گرفتند. آن ها حتى پا را فراتر گذاردند و گروهى از آن ها عازم جنگ با امام شدند. مسلم بن عقیل هم که در کوفه تنها مانده بود، به دست ماموران اموى اسیر شد و به شهادت رسید.

روز هفتم:

رحلت علاّمه میرزا ابو الحسن شعرانى فقیه، مفسر و عارف نامى (1393 ق)
میرزا ابو الحسن شعرانى در سال 1320 ق در تهران به دنیا آمد. مقدمات را در مدرسه‌ى مروى تهران گذراند. وى مدتى در محضر درس مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائرى یزدى بود و سپس آهنگ نجف نمود و از اساتید آن دیار بهره برد. علامه شعرانى در حالى به وطن مراجعت کرد که اوج استبداد رضا خانى، خفقان را بر کشور حاکم کرده بود و در این حال به تبلیغ و تدریس و تحقیق پرداخت. علاّمه، علاوه بر مهارت در فقه، اصول، تفسیر، حدیث، فلسفه، ریاضى، عرفان، کلام و…  به زبان هاى عربى، فرانسه، ترکى، انگلیسى و عبرى نیز آشنایى کافى داشت. فاضلان زیادى در محضر او پرورش یافتند که حضرات آیات میرزا هاشم آملى، عبدالله جوادى آملى، حسن حسن زاده آملى از آن جمله‌اند. همچنین از علاّمه شعرانى آثار قلمى متعددى از جمله تفسیر منهج الصادقین به جاى مانده است. سر انجام، این عالم عامل و دانشمند کم نظیر پس از هفتاد و سه سال زندگى پر افتخار در هفتم شوال 1393 ق جان به جان آفرین تسلیم کرد و در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنى(علیه السلام) در خاک آرمید.

روز هشتم:

1- وفات عضدالدوله دیلمى 372 ق چهارمین پادشاه از آل بویه
2- فرقه ضالّه و هابیّه قبور ائمه بقیع را خراب کردند (1344 ق)
ابن بلهید قاضى القضاة و هّابیّین بود از علماى مدینه جبرا فتواى هدم قبور متبرکه را گرفت و در این روز به این قضیه هایله یعنى تخریب بقعه ائمه بقیع دست زد. در منتخب التواریخ از کتاب روح و ریحان نقل کرده که قبّه مطهره ائمه بقیع را جناب مجدالملک ابوالفضل اردستانى بنا نموده و ایشان مستوفى سلطان برکیارق سلجوقى بود. لشکریان او را متهم ساختند به اینکه با آنها رفتار خوبى ندارد و بر او خروج کردند و او را خواستند و شاه مجبور شد تسلیم کند ولى گفت او را نکشید. قبول نکردند و کشتند و او شیعه بود. از آثارش بقعه ائمه بقیع (علیهم السلام) و چهار طاق عثمان بن مظعون در بقیع و بناء حرم و رواق مطهر کاظمین و بناء قبه حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) و غیرها که همگى از آثار آن مرحوم است .

روز نهم:

وفات محمد بن سیرین (110 ق)
محمد بن سیرین بصرى مکنّى به ابوبکر از اکابر فقهاء و روات و محدّثین تابعین مى‌باشد که با ورع و تقوى موصوف بود. پدرش سیرین آزاد کرده انس  بن مالک صحابى بود و مادرش صفیه آزاد کرده ابوبکر بود. نوشته اند سى تن اولاد داشته .
حکایت شده که ابن سیرین بزاز و مردى زیبائى بود. زنى عاشق او شد از او مقدارى پارچه خرید و درخواست نمود که اجناس را به خانه او بیاورد. بعد از آمدن ابن سیرین زن او را داخل خانه کرد و مقصود خود را گفت. ابن سیرین فرمود معاذ اللّه و شروع کرد در مذمّت زنا، ولى در زن اثر نکرد. سپس ‍ ابن سیرین به بهانه قضاء حاجت متوجه مستراح شد و خود را به مدفوعات آلوده کرد و مراجعت نمود. هنگامى که زن آن را بدین شکل دید از او متنفر شد و از خانه اخراج کرد. منقول است پس از این جریان علم تعبیر خواب به وى الهام شد و دو کتاب تعبیر الرؤ یا و منتخب الکلام فى تفسیر الاحلام را به ابن سیرین نسبت مى‌دهند.

روز دهم:

وفات ابوعلى محمد بن على بن حسین بن مقله سال (328 ق)
او ناقل خطّ کوفى به عربى است با اینکه در فقه و تفسیر و انشاء و تجوید و ادبیات ید طولائى داشت ولى چون در خوشنویسى یگانه عصر خود بود لذا بعنوان خطاط شهرت یافته و خط نسخ را به وجود آورد و در سال 310 ق به این طرف این رواج گرفت و ناسخ خطوط دیگر شد لذا نسخ نامیدند و نام آن بدیع بود.
ابن مقله علاوه بر کمالات متنوعه دراثر وفور دانش متصدّى وزارت سه خلیفه مقتدر باللّه و قاهر باللّه و راضى باللّه عباسى گردید. در تاریخ آمده در خلال این احوال بعزل و تبعید و مصادره اموال و از همه بالاتر در عاقبت کار دست راست و زبانش نیز بریده شد.

روز یازدهم:

1- عزیمت پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) به شهر «طائف» جهت تبلیغ دین اسلام (3 سال قبل از هجرت)
سفر تبلیغى پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) به شهر طائف در نزدیکى مکه در حالى صورت گرفت که به تازگى ابوطالب، یاور و حامى بزرگ آن حضرت وفات یافته و به همین دلیل، مشرکان قریش بر آزار و اذیت خود علیه پیامبر (صلى الله علیه وآله)، افزوده بودند. بنابراین اگر اهالى طائف به اسلام مى گرویدند، این شهر پایگاه و محل امنى براى مسلمانان تحت ستم مکه مى‌شد. امّا سران قبیله‌ى ثقیف در طائف، نه تنها به خداى یکتا و رسالت حضرت محمد (صلى الله علیه وآله) ایمان نیاورده بودند، بلکه به تحریک آن‌ها برخى مردم نادان، پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) را مورد آزار و اذیت قرار دادند و ایشان را مجروح کردند.
2- وفات سلطان محمود غازان برادر سلطان محمد خدابنده 703 ق
در شنب غازان تبریز مدفون است و حکایت شده که در ترویج دین مبین اسلام کوشید و بنیاد عدل و داد نهاد و هفت سال و نه ماه پادشاهى کرد.

روز دوازدهم:

رحلت «شیخ بهایى» عالم کم نظیر و دانشمند بزرگ عهد صفوى (1030 ق)
شیخ الفقهاء استاد الحکما، رئیس الادبا، علاّمه ى دهر، شیخ الاسلام والمسلمین، شیخ بهاء الدین محمد بن عز الدین حسین بن عبدالصمد حارثى همدانى جبعى عاملى معروف به شیخ بهایى از شاگردان شهید ثانى و یکى از علماى بزرگ شیعه و از افتخارات جهان اسلام مى باشد شیخ بهایى فقیهى اصولى، محدّث رجالى، مفسّر، ریاضى دان، حکیم، متکلم، ادیب، شاعر، جامع علوم عقلى و نقلى بوده و بالجمله در علوم متنوع، گوى سبقت از افاضل و دانشمندان ربوده است. وى در سال 953 قمرى در بعلبک لبنان به دنیا آمد. در طول حیات پر بار خویش مسافرت هاى زیادى به نقاط مختلف جهان داشت و از محضر اساتیدى برجسته در رشته هاى گوناگون استفاده نمود شیخ بهایى در این سفرها توانست در بسیارى از علوم، مانند هیئت و نجوم، ریاضیات، تفسیر قرآن، فقه و اصول، علم حدیث، ادبیات فارسى و عربى و طب و مهندسى متبحر گردد و در تمامى آن ها کتبى را به رشته ى تحریر درآورد وى نخستین کسى است که یک دوره ى فقه غیر استدلالى به زبان فارسى نوشت، ملا صدرا، ملا محمد تقى مجلسى اوّل، محقق سبزوارى، ملا حسنعلى تسترى، میرزا رفیعا نایینى، سید ماجد بحرانى، ملا محسن فیض کاشانى، ملا محمد صالح مازندرانى و ده ها دانشمند و فاضل دیگر از شاگردان شیخ بهایى مى باشند. کشکول، اسرار البلاغه، اثنى عشریات، اربعین، جامع عباسى، عین الحیوة و بحر الحساب و ده ها اثر دیگر از جمله آثار اوست. آثار علمى و مهندسى وى را مى توان در جاى جاى اصفهان مشاهده نمود. سر انجام، شیخ بهایى، این دانشمند کامل و جامع در 77 سالگى در اصفهان پایتخت سلسله ى صفویان بدرود حیات گفت و طبق وصیتش در مشهد مقدس و در نزدیکى مرقد مطهر حضرت امام رضا (علیه السلام) مدفون گردید.

روز سیزدهم:

1- ولادت با سعادت افضل المتاءخرین و اکمل المتبحّرین شیخ زین الدین بن على عاملى معروف به شهید ثانى 911 ق.
فقیه بزرگوار ودانشمند عالیقدر شیعه، زین الدین بن نورالدین عاملى پس از تحصیلات مقدماتى نزد پدر خویش، دروس خود را ادامه داد و یکى از مفاخر نامدار شیعه گردید. او به منظور ادامه ى تحصیلات علمى، مسافرت هاى متعدد به نقاط مختلف جهان اسلام آغاز نمود و به تحقیق و تتبع مشغول شد. وى در بعلبک مرجعیت یافت و شاگردانى فاضل را تربیت مى‌کرد، زین الدین عاملى آثار تألیفى فراوانى را از خود به یادگار گذاشت که شرح لمعه معروف‌ترین اثر اوست. سر انجام بر اثر توطئه‌چینى که علیه زین الدین انجام شد، وى را دستگیر کرده و در 966 ق به شهادت رساندند. از آن پس، این عالم ربانى به شهید ثانى معروف شد.
2- رحلت مرجع بزرگ تقلید حضرت آیت الله العظمى سیّد حسین بروجردى (1380 ق)
مرجع بزرگ شیعه آیت الله العظمى سید حسین طباطبایى بروجردى در سال 1292 قمرى در بروجرد متولد گردید. وى فقیه بزرگوار و عالم وارسته‌اى بود که زندگى خویش را در راه پر بار ساختن مکتب فقهى اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) سپرى ساخت. در اصول و رجال از شاگردان حاج سید محمد شفیع جاپلقى بود و ضمن آشنایى با تاریخ فقه، حدیث و تفسیر را از سید جعفر کشفى دارابى اخذ کرد. آیت الله العظمى بروجردى به حدیث و رجال حدیث تسلّط کامل داشت. دانشور بروجرد در 28 سالگى راهى نجف اشرف گردید و در مدّت هشت سال از محضر عالمانى هم چون آخوند ملاّ محمد کاظم خراسانى، شیخ الشریعه‌ى اصفهانى و علاّمه سید محمد کاظم یزدى بهره برد و به مقامى عالى در علم دست یافت و طبقات روات و محدثین را کاملاً مى‌شناخت. ایشان پس از آن، ساکن بروجرد گردید ولى به درخواست علما و فضلاى قم در سال 1363 ق راهى این شهر شد و زعامت حوزه ى علمیه را بر عهده گرفت. این عالم برجسته شاگردان فاضلى را پرورش داد. در زمان این شخصیت، در اقصى نقاط جهان و ایران بناها و مساجد عظیمى بنا شد از جمله مسجد اعظم قم و مسجد بزرگ بندر هامبورگ در آلمان را مى‌توان نام برد. تألیفات او عبارتند از جامع احادیث شیعه، تعلیقه بر اسفار، طبقات رجال، رساله‌اى در منطق، حاشیه بر کفایة الاصول، حاشیه بر کفایه‌ى شیخ طوسى، ایشان سر انجام در 10 فروردین سال 1340 ش در 88 سالى در قم رحلت نمود و در حرم حضرت معصومه (علیها السلام) مدفون گردید.

روز چهاردهم:

1- رفع عذاب از قوم حضرت یونس پیغمبر
2- وفات عالم متبحّر و فقیه نقّاد و محقق ثقه ابوالحسن سعید بن هبة الله معروف به قطب الدین راوندى 573 ق
در صحن بزرگ حضرت معصومه (علیه السلام) در قم مدفون است و قبرش از سطح حیات بلندتر و معلوم مى‌باشد چهل و سه تالیف داشته از جمله : خرایج و جرایح - قصص الانبیاء - لب اللباب - دعوات - منهاج البراعة در شرح نهج البلاغة و غیرها، راوند قریه‌اى است بین کاشان و اصفهان و از قراء کاشان مى‌باشد.

روز پانزدهم:

1- جنگ اُحُد 3 ق
2- شهادت جناب حمزه سیدالشهداء
حمزه در جنگ احد در 60 سالگى سوم هجرت به شهادت رسید. او ملقب به سیدالشهداء شد و پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) این لقب را به امام حسین دادند.
قاتل حمزه مردى بنام وحشى (غلام جبیر بود که بعدا ایمان آورد و توبه کرد) از پشت شمشیرى یا تیرى به آن جناب زد که به زمین افتاد و شهید گشت و آن شقى جگر جناب حمزه را بیرون آورد و نزد هند ملعونه مادر معاویه برد. او از شدت عداوت به دندان گرفت و هند جگرخوار مشهور گردید.
پیامبر اسلام به جناب حمزه خنوط و کفن کرد زیرا برهنه کرده بودند و به او نماز خواند و به تمام شهداى دیگر نیز نماز خواند و در احد همه آنها را دفن نمودند.
3- وفات حضرت شاهزاده عبدالعظیم حسنى در رى 250 قمری
امام حسن (علیه السلام) از ذکور و اناث پانزده فرزند داشت. یکى جناب زید بود که با لبابه دختر عبدالله بن عباس ازدواج کرد که قبلا لبابه زوجه حضرت قمر منیر بنى هاشم (علیه السلام) بود. بعد از شهید شدن آن حضرت با زید ازدواج نمود و دوفرزند آورد یکى به نام حسن و دومى نفیسه. حسن مکنّى بابى محمد بود و داراى هفت پسر که یکى بنام ابوالحسن على ملقب به شدید )سدید) و على را یک پسر بنام عبدالله خداوند اعطا کرد و عبدالله را نه پسر عنایت نمود که یکى از آنها جناب عبدالعظیم بود.
عبدالعظیم مکنّى بابى القاسم بن عبدالله بن على الشّدید بن حسن الامیر بن یزید بن الامام الحسن (علیه السلام) معروف به شاه عبدالعظیم وارد رى شد در حالی که از سلطان گریخته بود و در خانه یکى از شیعیان در سردابى منزل نموده و عبادت خدا را مى‌کرد. روزها روزه مى‌گرفت و شبها مشغول عبادت بود. و این بزرگوار سال 250 در رى نزدیک طهران وفات نمود و در مسجد شجره رى مدفون گشت و قبر شریفش مَزار و مَطاف مى باشد.
4- شیخ العلماء و محقق رجالى و فخر الشیعه شیخ عبدالله مامقانى
در سال 1290 در ربیع الاول در نجف الاشرف متولد شد و او عالمى عالم و فقیهى کامل که اصولى و رجالى و محدث و ادیب و داراى کمالات نفسانیّه بود و در نیمه شعبان سال 1351 ق در نجف الاشرف وفات یافت و درمقبره والد بزرگوارش مدفون گردید ایشان قریب به هیجده کتاب که مشهورترین آنها تنقیح المقال فى علم الرجال در سه مجلّد است نوشته که مورد استفاده فضلا واقع شده است.
5- رحلت عالم ربانى شیخ محمد تقى رازى اصفهانى (1248 ق)
شیخ محمد تقى رازى اصفهانى فرزند عبدالرحیم، عالم امامى، فقیه اصولى و زاهدى ژرف بین و دقیق النظر بود و در محضر عالمانى همچون سید بحر العلوم، سید على صاحب ریاض، شیخ جعفر کاشف الغطاء و سید محسن کاظمینى پرورش یافت. وى علاوه بر تبحّر در علوم عقلى و نقلى، در اصول فقه نیز استادى مسلم و توانا به شمار مى‌رفت. شیخ محمد تقى رازى اصفهانى که با نگارش کتاب هدایة المسترشدین، به صاحب هدایه معروف است. داراى تالیفات سودمند دیگرى از قبیل شرح اسماء الحسنى، حاشیه‌ى معالم مى‌باشد. این عالم بزرگ سر انجام در 15  شوال 1348 ق در اصفهان وفات یافت و در تخت فولاد این شهر به خاک سپرده شد.
6- جنگ بنى قَینُقاع در دوم هجرت
قینقاع طایفه‌اى از یهودیان مدینه بودند که حضرت با آنها شرط کرده بود که با مسلمانان جنگ نکنند و به دشمنان آنها نیز یارى نکنند ولى بنى قینقاع این عهد را شکست و سببش این بود که در بازار زنى از مسلمانان بر در دکان زرگرى نشسته بود مرد یهودى براى بردن جامه آن زن پشت او را چاک زد. آن زن بى خبر برخاست و سرینش پیدا شد. یهودیان بخندیدند. آن زن صیحه کشید. مردى از مسلمانان آن یهودى را به جزاى این کار زشت کشت. یهودیان جمع شدند و آن مرد مسلمان را کشتند و این قضیه را پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شنید. رسولى به پیش بزرگ یهودیان فرستاد و فرمود چرا نقض عهد کردید، از خدا بترسید و مرا به رسالت قبول کنید. آنها قبول نکردند و حضرت را تهدید نمودند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرچم اسلام را به حمزه داد و به قصد جنگ با یهودیان خارج شد. جماعت یهود چون قوت مقابله نداشتند به حصارهاى خود پناه بردند. پانزده روز در محاصره لشکر اسلام ماندند بالاخره از حصار بیرون آمدند و حکم خدا را گردن نهادند. پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم ) از ریختن خون آنها بگذشت ولکن فرمود از آنجا بروند و اموال ایشان ماند.

روز هفدهم:

جنگ خندق (یا احزاب ) 5 قمرى

روز هیجدهم:

1- به دعاى حضرت موسى زمین قارون را به خود فرو برد.
2- رحلت فقیه بزرگ شیعه «محمد بن احمد بن ادریس حلى» (598 ق)
فخر الدین ابو عبدالله محمد بن احمد بن ادریس حلّى در سال 543 قمرى در شهر حلّه در عراق دیده به جهان گشود. ابن ادریس از کودکى به فراگیرى قرآن و علوم دینى پرداخت به طورى که در جوانى، فقیهى متبحر و عالمى برجسته شد. او معتقد بود که تفکر و شناخت براى انتخاب راه درست، وظیفه‌ى هر انسانى است و هر کس که از این نعمت یعنى شناخت و تفکر، استفاده نکند، به نعمت هاى خداوند کفر ورزیده است. به همین جهت، علما و دانشمندان معاصر و متأخر از ابن ادریس حلى، وى را به خاطر داشتن شجاعت علمى و تحرک بخشیدن به فقه اسلامى و تشویق به اندیشه ى آزاد ستوده اند. تا یکصد سال پس از درگذشت شیخ طوسى، تمامى مسند نشینان فقاهت شیعه، خوشه چینان آراء شیخ و در حقیقت، فقط منعکس کنندگان نظرات او بودند تا جایى که برخى گفته‌اند باب اجتهاد تا حدودى مسدود شده بود در چنین وضعى، ابن ادریس پاى از دایره‌ى تقلید بیرون نهاد و به احیاى اجتهاد و اظهار نظر آزاد پرداخت. ابن ادریس داراى آثار گرانبهاى چندى است که معروف ترین آن ها کتاب السرائر از کتب بدیع فقهى مى‌باشد که ارزش و اعتبار آن، پس از قرن ها به قوت خود باقى است. این کتاب علاوه بر اهمیت فقهى به علت دارا بودن گزیده‌اى از احادیث، ارزش حدیثى قابل توجهى دارد. این عالم بزرگ مسلمان سر انجام در 18 شوال سال 598 قمرى در 55 سالگى دار فانى را وداع گفت.
3- تولد میرزا حسین نورى عالم و فقیه شهیر مسلمان (1254 ق)
میرزا حسین نورى عالم و فقیه مشهور مسلمان در شهر نور از شهرهاى شمالى ایران در استان مازندران به دنیا آمد. میرزاى نورى پس از پایان تحصیلات مقدماتى در محضر عالمان بزرگى همچون حضرات آیات: ملا محمد على محلاتى، شیخ عبدالرحیم بروجردى، شیخ العراقین عبدالحسین تهرانى، میرزاى بزرگ شیرازى، شیخ مرتضى انصارى، ملا شیخ على خلیلى، سید مهدى قزوینى حاضر شد و به جایگاه رفیعى در علم دست یافت. وى پس از طى مدارج عالى علمى، سعى و کوشش خود را در جهت کسب حدیث و جمع آورى آن متمرکز کرد. میرزا حسین نورى به تدریج یکى از محدثین تواناى اسلام شد و از آن پس به تالیف کتب ارزشمند پرداخت. مستدرک الوسائل، اخبار حفظ القرآن و شاخه ى طوبى از جمله آثار میرزاى نورى مى‌باشند. همچنین ده ها عالم فاضل در محضر این محدث بزرگوار حاضر شده که حضرات آیات شیخ آقا بزرگ تهرانى، شیخ عباس قمى، محمد حسین کاشف الغطاء، سیّد عبدالحسین شرف الدین عاملى، شیخ فضل الله نورى، شیخ محمد تقى بافقى، میرزا جواد ملکى تبریزى از آن جمله اند. سر انجام این عالم بزرگوار در سال 1320 ق در 66 سالگى رخ در نقاب خاک کشید و در حرم امام على (علیه السلام) مدفون گردید.

روز بیستم:

به دستور هارون الرشید حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام) را در مدینه گرفتند و به بصره آوردند.
هارون به قصد حج از بغداد حرکت کرد و در مدینه دستور داد امام موسى بن جعفر (علیه السلام) را بگیرند. حضرت در روضه مطهره رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلم ) در حال نماز بود. با آن وضع گرفتند. آن جناب عرض  کرد یا رسول الله به تو شکایت مى کنم. اهل مدینه چون حضرت را چنین دیدند ضجّه و ناله نمودند ولى هارون مردم را فریب داد. شبانه امام (علیه السلام) را در محمل سر پوشیده به بصره روانه کرد و به عیسى بن جعفر عباسى حاکم بصره تحویل دادند او حضرت را یکسال در بصره زندانى نمود و مکرّر هارون به قتل حضرت امر مى کرد. او حاضر نمى شد. جواب مى داد در این مدت من از او جز تضرّع و مناجات و توجه به خدا چیزى نمى بینم و به حبس او راضى نیستم.

روز بیست و دوم:

رحلت عالم بزرگ شیعه سید نعمت الله جزایرى فقیه و دانشمند نامى (1112 ق)
سید نعمت الله جزایرى فرزند سید عبدالله که از نوادگان امام موسى کاظم (علیه السلام) به شمار مى آید، در حدود سال 1050 ق در «صباغیه» یکى از مناطق اطراف بصره به دنیا آمد. پس از تحصیل مقدمات در زادگاه خود، عازم شیراز شد و با جدیّت به ادامه‌ى تحصیل و تدریس همت گماشت، در ادامه‌ى راه به اصفهان رفت و از محضر درس بزرگانی مانند محقق سبزوارى، شیخ حر عاملى، ملا محسن فیض کاشانى و علاّمه محمد باقر مجلسى بهره برد و به سوى قلّه هاى کمال پیش رفت. وى چنان مورد توجّه علاّمه‌ى مجلسى قرار گرفت که به مدت چهار سال استاد را در انجام رسالت بزرگش که تالیف کتاب شریف بحار الانوار بود، یارى کرد و بعدها خود یکى از مدرسان بزرگ اصفهان گردید. نقل است که بر اثر شدت مطالعه دچار چشم درد شد و داروى پزشکان فایده نبخشید. او به همراه برادر راهى عتبات عالیات گردید و خاک مقدس آن سامان را سرمه‌ى چشمان خویش نمود و شفا یافت. سید جزایرى در اواخر عمر به دعوت حاکم خوزستان راهى شوشتر گردید و در آن دیار، مساجد و مدارس دینى فراوانى پى افکند و به تربیت مشتاقان علوم اهل بیت پرداخت. همچنین از او کتب فراوانى به جاى مانده است. سر انجام این عالم ربانى در راه بازگشت از مشهد رضوى بیمار شد و در جایدر ـ منزلگاهى نزدیک پل دختر ـ دعوت حق را لبیک گفت و در همان جا به خاک سپرده شد.

روز بیست و پنجم:

1- شهادت حضرت امام جعفر صادق 148 ق در 65 سالگى در اثر زهرى که منصور دوانقى در انگور به حضرت خورانید.
2- وفات سید جلیل عابد زاهد جامع خصال حسنه عالم بعلوم عقلیه و نقلیه محمد بن ابى تراب حسینى معروف به میرزا علاءالدین گلستانه 1100 قمرى.
معظم له برادر زن علامه مجلسى بود که عالمى مدقق و از ثقات محدثین و زاهد اهل زمانه به شمار مى‌رفت. آن مرحوم کتب نفیسه دارد از جمله : حدائق الحدائق شرح کبیر نهج البلاغه - بهجة الحدائق شرح صغیر نهج البلاغه - روضة الشهداء - منهج الیقین - شرح اسماء الحسنى .
3- حمله‌ى مزدوران رژیم ستم شاهى پهلوى به مدرسه ى فیضیه در قم (1383 ق)
همزمان با 25 شوال، سالروز شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) برابر با دوم فروردین سال 1342 ش، مجلس سوگوارى از طرف مرحوم حضرت آیت الله العظمى گلپایگانى در مدرسه‌ى فیضیه‌ى قم برگزار شد. در این مراسم عده‌ى زیادى از مزدوران رژیم پهلوى با لباس کشاورزان و چماقداران ضمن بر هم زدن سخنرانى، به ضرب و شتم طلاب پرداختند. در این حمله‌ى وحشیانه، ضمن اهانت به ساحت مقدس قرآن کریم، بر اثر پرتاب طلبه‌ها از طبقات فوقانى و پشت بام مدرسه، تعدادی کشته و مجروح شدند.

روز بیست و ششم:

ارتحال فقیه ربانى سید هبة الدین شهرستانى عالم مجاهد و آگاه (1386 ق)
آیت الله سید هبة الدین محمد على شهرستانى در رجب سال 1301 ق در سامراء به دنیا آمد. پس از کسب مقدمات از پدر فاضل و دیگران در هجده سالگى راهى نجف اشرف گردید و از محضر درس آخوند خراسانى، سید کاظم یزدى و شیخ الشریعه اصفهانى بهره برد و در شمار مجتهدان شیعه قرار گرفت. آیت الله شهرستانى جهت بیدارى فکرى مسلمانان با شیخ محمد عبده مفتى مصر و سید محمد رضا دانشور و اندیشمند مشهور جهان اسلام و جراید اسلامى ارتباط بر قرار کرد و در پرورش روح اتحاد و بیدارى مسلمین کوشید. سید هبة الدین مسافرت‌هاى متعددى در این مسیر انجام داد و سختى هاى فراوانى را به جان خرید. آیت الله شهرستانى سال هاى پایانى عمر خود را در بیمارى چشم و سر انجام نابینایى گذراند ولى این حالت، از روحیه ى استوار او نکاست و به فعالیت هاى خود ادامه داد. سر انجام این عالم مجاهد در 85 سالگى در گذشت و در حریم پاک کاظمین (علیهم السلام) آرمید. از این مجتهد بر جسته حدود یکصد و ده اثر به جاى مانده است که المحیط فى تفسیر القرآن، فیض البارى، الشریعة و الطبیعه و الدلائل و المسایل از آن جمله‌اند.

 روز بیست و نهم:

1- فرعون ساحران را در مقابل موسى جمع نمود و آن حضرت بر سحره غلبه کرد و این جریان در یوم الزینة عید مصریان واقع شد.
2- رحلت فقیه بزرگ شیعه آیت الله العظمى «آقا محمد باقر وحید بهبهانى» (1205 ق)
محمد باقر بن محمد اکمل بهبهانى معروف به «وحید بهبهانى» در سال 1116 یا 1118 ق در اصفهان به دنیا آمد. وحید بهبهانى بعد از این که حوزه‌ى اصفهان، پس از انقراض صفویه، از مرکزیت افتاد، به همراه برخى از علما و فقها به عتبات مهاجرت نمود. آیت الله العظمى وحید بهبهانى، کربلا را مرکز قرار داد و شاگردان بسیار مبرزى تربیت کرد. حضرات آیات عظام سید مهدى بحر العلوم، شیخ جعفر کاشف الغطاء، میرزا ابوالقاسم قمى (صاحب کتاب قوانین)، حاج ملا مهدى نراقى، سید على صاحب ریاض، میرزا مهدى شهرستانى، سید محمد باقر شفتى اصفهانى (معروف به حجت الاسلام) و میرزا مهدى شهید مشهدى، از آن جمله‌اند. علاوه بر این وحید بهبهانى در دفاع از اجتهاد و مبارزه با اخبارى گرى و تربیت گروهى مجتهد مبرز، تلاش پیگیرى نمود و این سبب شد که او را «استاد الکل» خواندند. او تقوى را در حد کمال داشت و شاگردانش براى او احترام بسیار عمیقى قایل بودند. نتایج کارهاى آیت الله بهبهانى را مى‌توان بر دو محور بر شمرد: اول بررسى کامل روایات اخبار و احادیث و حاکم شدن باب اجتهاد و انسداد باب اخبارى گرى و ظاهر گرایى، دوم در مسیر تکامل قرار گرفتن فقه اجتهادى، وحید بهبهانى از سال 1173 ق تا پایان عمر، مرجعیت و زعامت شیعیان را به عهده داشت و خدمات زیادى در این دوران به انجام رساند. حسن تدبیر، مقام علمى و استعداد فوق العاده و ذوق خاص ایشان در آن عصر، زبانزد خاص و عام بود، به گونه‌اى که از نوادر جهان اسلام به شمار آمده، خدمات و تلاش هاى علمى آن فقیه بزرگوار نقطه ى عطف مهمى در تحول بحث هاى اصولى و اجتهادى محسوب مى شد. الاجتهاد و الاخبار، شرح مفاتیح فیض از جمله تالیفات این مرجع بزرگ شیعه مى باشند. سر انجام این عالم ربانى در 89 یا 87 سالگى در کربلا به لقاء الله پیوست و در حرم امام حسین (علیه السلام) به خاک سپرده شد.

روز سى‌ام:

1- حضرت رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلم ) ام سلمه هند را که دختر ابى امیّه بود در مدینه در سال 4 قمرى تزویج کرد و در61  قمرى در مدینه وفات نمود و در بقیع به خاک سپرده شد. ام سلمه آخرین زوجه آن حضرت بود که از دنیا رفت.
2- در این روز حضرت موسى بر مادرش مریم برگردانده شد.
3- رحلت فقیه جلیل فیلسوف شهیر و حکیم والامقام آیت الله شیخ محمد تقى آملى (1391 ق)
آیت الله شیخ محمد تقى آملى فرزند مولا محمد در سال 1304 ق در تهران به دنیا آمد. وى پس از آموختن ادبیات عرب و منطق، فقه و اصول فقه را نزد پدر و اساتیدى همچون شیخ عبدالنبى نورى و میرزا حسن کرمانشاهى فرا گرفت. آیت الله آملى سپس براى تکمیل تحصیلات خود در 1340 ق راهى نجف شد و در درس حضرات آیات: ضیاء الدین عراقى، میرزاى نایینى و سید ابو الحسن اصفهانى حاضر گشت و به درجه‌ى اجتهاد دست یافت. ایشان پس از 13 سال اقامت در نجف اشرف، به تهران بازگشت و به تدریس حکمت، فقه و اصول فقه همت گماشت و آثارى نیز از خود به یادگار گذاشت. شیخ محمد تقى آملى فقیهى گوشه نشین بود. از پذیرفتن مسؤولیت ریاست ابا داشت و تا پایان زندگى نیز از نوشتن رساله‌ى فتوایى خود دارى کرد. جمعى از فقهاى فاضل از محضرش بهره مى‌بردند و بسیار گرامى‌اش مى‌داشتند. حضرات آیات عبدالله جوادى آملى، حسن حسن زاده آملى، علامه محمد حسین تهرانى از جمله شاگردان این حکیم وارسته‌اند و حیات جاوید در اخلاق، خداشناسى، حاشیه بر شرح منظومه ى سبزوارى، حاشیه بر شرح اشارات ابو على از جمله آثار آیت الله محمد تقى آملى مى‌باشند. سر انجام این فیلسوف شهیر و عالم ربانى در 87 سالگى در تهران بدرود حیات گفت و در همان شهر به خاک سپرده شد.

Load ListContent Error

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 76
بازديد روز: 1110
بازديد دیروز: 382
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 29248
كل بازديد كنندگان: 945283